محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
487
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
عكس اين صحيح است و هرچه را در بالاى سر خود مىبينيم ، چند ساعت پيش زير پاى ما بود و آنچه را در سمت راست خود مىبينيم ، كمى پيش در سمت چپ ما بود . « 1 » ( و الجوّ المكفوف الّذي جعلته مغيضا للّيل و النّهار ) فضايى بين خورشيد و زمين وجود دارد كه به آن جو گفته مىشود . شب و روز نيز نامهايى براى دو بخش از زمان گردش زمين است . بنابراين ، شب و روز وابسته به هم بوده و از هم مستقل نيستند . شب ، هنگامى است كه نيمى از كره زمين پشت به خورشيد قرار دارد و روز هنگامى است كه نيمى ديگر به سوى خورشيد است . بنابراين ، نتيجه مىگيريم كه شب و روز در يك زمان ، باهم در كره زمين رخ مىدهند ولى هريك از آنها در نيمى از كره زمين پديد مىآيند . امام عليه السّلام ، با واژه « مغيض » به اين واقعيت اشاره كرده است كه شب و روز هردو در زمان واحد ، حضور دارند . « مغيض » به گرد هم آمدن در مكان گفته مىشود و در اينجا به كنايه ، براى گرد هم آمدن در يك زمان استفاده شده است . واژه « مكفوف » به اين واقعيت علمى اشاره دارد كه جرمهاى آسمانى ، برپايه قانونى مشخص حركت كرده و خداوند با نيروى جاذبه آنها را در جاى خود نگه داشته و مانع سقوطشان مىشود : « همانا خدا آسمانها و زمين را نگاه مىدارد تا نيفتند و اگر بيفتند ، بعد از او هيچكس آنها را نگاه نمىدارد . اوست بردبار آمرزنده . » « 2 »
--> ( 1 ) . نك : مع اللّه فى السماء ، احمد زكى ، فصل سوم « ما السماء » . ( 2 ) . إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً فاطر / 35 : 41 .